أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
509
قانون ( فارسى )
رنگ چرك و رنگ لبهء زخم را بررسى كرد « 337 » . اگر بدون اينكه غذا را زياد كنيم چرك وريم زياد شد ، اين حالت نشانهء پخته شدن قرحه است . بگذار حالا به طرز معالجهء فسخ ( پارگى ) بپردازيم : مىگوئيم : از آنجا كه فسخ عبارت از نوعى گسستگى در ژرفا و در آن طرف پوست است ، بديهى است داروى چارهساز آن بايد نيرومندتر از داروى مربوط به قسمت سطحى و مرئى بدن باشد . از آنجا كه خون زياد به سوى آن جريان دارد ، ناگزير از استعمال چيزى هستيم كه گدازنده است ، ليكن اين مادهء گدازنده نبايد بسيار خشكنده باشد ، چه ممكن است لطيف را از بين ببرد و غليظ را سفت و سخت نمايد . وقتى مادهء گدازنده كار خود را انجام مىدهد ، مرهم خشككننده لازم است كه نگذارد چرك و پليدى در بين بخشهاى پيوند يافته جاى گيرد و سفت گردد ، بر اثر كوچكترين عاملى متعفن شود يا بركنده شود ( جدا شود ) و مجددا گسستگى ايجاد كند . اگر جداشدگى عميقتر است ، محل را بايد با نيشتر شكاف داد تا دارو عميقروتر باشد . اگر فسخ و كوبيدگى سبك است همين كافى است كه خونگيرى كنى . اگر فسخ باشد خ ( شكست ، از جاى دررفتن ؟ ) همراه است نخست بايد آن را با داروهاى شدخ معالجه كرد تا بتوان فسخ را نيز چارهسازى كرد « 338 » . اگر شدخ زياد است علاج آن با خشكانندههاست و اگر كم و شبيه فروكردن سوزن است ، آن را به طبيعت واگذار كن ، مگر اينكه ( سمى ) و تلفكننده باشد و يا از جاى زياد بركنده شده باشد يا به عصب رسيده باشد و بيم آن برود كه ورم و تپش بوجود آيد . اگر درد بدون شكستگى ( وثى ) رخ مىدهد ، كافى است آن را آهسته ببندى و نگذارى اين بند ، آزاردهنده باشد و داروى مناسب بر آن بگذارى . اما چارهء درد ناشى از افتادن و ضربت خوردن ، خونگيرى از مخالف آن است . غذاى بيمار بايد لطيف باشد ؛ بيمار از گوشت و همانند آن دورى جويد ؛ مرهمها و نوشيدنىهائى كه براى اين منظور در كتابهاى جزئى نوشته شده است به كار ببرد . بگذار گفتار را دربارهء گسستگى بين اندامهاى پرعصب و استخوان به جاى ديگرى احاله دهيم .
--> ( 337 ) - نسخه انگليسى : « در طول معالجه بايد همواره رنگ چرك و حالت لبه زخم را مورد توجه قرار داد » . ( 338 ) - نسخه انگليسى : « اگر پارگى عضله با صدمه و ضايعات عصبى توام شود و معالجه مشكلتر گردد بايد به مراقبتهاى اوليه و قبلى توجه نمود » .